به نام یگانه یزدان پاک
من اینجام، هنوز زنده ام.
جمله عجیبیه برای ابتدا یه پست مگه نه؟!
خودمم عجیبم تعجب نداره.
سالها گذشته من فکر کنم پنج یا شش ساله که این وب دارم، باهاش بزرگ شدم، عاشق شدم، شکست خوردم، خندیدم، گریه کردم، هرچی!
از زمان معصومیت کودکانه نوشته های پیشین تا خستگی طاقت فرسا در زمان حاضر دوست داشتم رمان بنویسم، چندتایی نوشتم که هیچ وقت منتشرون نکردم هیچ کجا.
اما تازها به فکر نوشتن یه رمان جالب ترسناکم بنظرم جذاب بشه، یه رمان دیوانه وار و بی قاعده از یه دخترک غیر معمول..
یه جمله به من آینده:
میدونم که رمانو نوشتی و دست از تلاش نکشیدی.
نچ یه جمله کمه اصلا خود تو به من ایندت چه جمله ای میگی؟
واسم کامنتش کن تا نگهش دارم برات زیر همین نوشته...
برچسب:
نویسنده: رضا رجبی